ورود/ثبت نام کاربران

شما کجای این کره هستید؟

 

اوقات شرعی

دهج یا دیهیگ (ریشه یابی نام یک شهر)؟

دهج یا دیهیگ (ریشه یابی نام یک شهر)؟

موقعيت جغرافيايي:

شهر دهج از شهرهاي شهرستان شهر بابك از توابع استان كرمان است كه در نيمه غربي استان كرمان و شمال شهرستان شهربابك واقع شده است. اين شهر از شمال و غرب به شهرستان مهريز و خورميز (استان يزد) و شمال شرق و شرق به انار (رفسنجان) و جوزم و از جنوب به جوزم و آبادي هاي آن، مزارع و شهر بابك و از جنوب غربي به خبر و آباديهاي آن محدود مي گردد.

 

اين شهر در طول جغرافيايي 54 درجه و 45 دقيقه شرقي و عرض جغرافيايي 30 درجه و 30 دقيقه شمالي تا 31 درجه شمالي واقع شده است و مساحت تقريبي آن حدود 2500 كيلومتر مربع است.

 دهج يا ديهيگ:

 

ريشه يابي و كنكاش درچرايي نام شهرها و روستاها و مكانها از دغدغه هاي فكري انسان به خصوص مورخين و جغرافيدانان است چرا كه در بساري مواقع همين نام هامي تواند به مانند چراغي تابان، براي كشف گذشته تاريخي يك مكان و چرايي ايجاد يا بنيان گذاري سنگ بناي اولين آن، عمل كند. گاهي در پشت لغتي ساده حوادث شگفت انگيز تاريخي بسيار پيچيده اي نهفته است كه به وسيله همين نام ها توسط اهل فن رازگشايي مي شود. علاوه بر اين حس كنجكاوي هر انساني براي دانستن و علت يابي از چنين نام گذاري هم عامل ديگري براي رمزگشايي نامهاي يك شهر يا هر مكان و شي ديگري است. انساني كه مي خواهد با دانستن خود را ارضا كند. چنين است كه ما انسان ها در پي كليدي هستيم تا با آن رمزهاي نهفته در گذشته تاريخي را بگشاييم. براي رمزگشايي نياز به مدرك و سند داريم از اين رو به دنبال سرنخ هاي مي گرديم تا ما را به مقصود خود نايل گرداند.

 

در ريشه يابي نام دهج و دليل نام گذاري آن هم هر يك از كساني كه به هر طريقي با اين شهر در ارتباطند در ذهن خود با توجه به عينيت بيروني به دنبال سر نخ و دليل قانع كننده اي مي گردند. همين باعث شده تا افراد مختلفي اعم از عامي و تحصيلكرده از گذشته تاكنون دلايلي براي انتخاب چنين نامي براي اين مكان مطرح كنند و براي اين كه ديگران را قانع و مجاب سخن خود نمايند مدارك و شواهدي در مجالس و محافل رسمي و غيررسمي يا به صورت مكتوب با شور و حرارت و اشتياق تمام ارايه يا بنويسند. من در اين نوشتار سعي دارم نظرياتي را كه در ارتباط با نام دهج مطرح مي شود بنويسم و در قبول يا رد آنها دلايلي را با توجه به فهم و درك خود و همين گونه تحقيقات خود ارايه دهم، البته كه منتظر نقد و نظر خوانندگان هم هستم.

 

1- پاره اي را بر اين عقيده است كه نام دهج از دو شخصيت كه هر دو «حاجي» بوده اند گرفته شده است.

 

اساس اين عقيده بر اين است كه بنيان گذار اين شهر دو برادر بوده اند كه هر دو به مكه رفته و به حاجي معروف بوده اند لذا اين شهر (ده آنروزي) ابتدا به «دو حاج» و يا «ده حاج» ناميده شده و به مرور زمان و بر اثر تحريف اين نام به «دهج» تغيير نام داده است. به نظر مي رسد استدلال اينان ضعيف باشد. چراكه در فرهنگ ما ايرانيان به كسي كه به خانه خدا مشرف شده باشد لقب حاجي اختصاص داده مي شود. بر همگان روشن و واضح است كه دادن اين لقب از زماني در بين ما ايرانيان رايج شده كه دين اسلام جايگزين دين زرتشت شد و مردم ايران دين اسلام را پذرفتند، به دنبال اين پذيرش مكه رفتن هم بر مسلماناني كه استطاعت مالي داشتند واجب شد، در حالي كه شواهدي و مداركي موجود است كه مويد وجود اين مكان (دهج) قبل از گسترش و پذيرش دين اسلام توسط ايرانيان هست.

 

(ذكر مستندات به يك نوشته ديگر نياز دارد لذا براي جلوگيري از اطاله كلام به آنها نمي پردازيم.)

 

2- پاره اي ديگر بر اين عقيده اند كه نام دهج از دو كوه آتشفشاني به نام «عاج» كه در كنار يكديگر واقعند اخذ شده است. اين دو كوه كه در شمال غربي دهج واقعند و داراي تشكيلات آتشفشاني هستند به نام هاي عاج بالا و پايين معروفند يكي از از آنها داراي شكل مخروطي كامل است. بنا به اين عقيده نام دهج از اين دو كوه برگرفته شده است كه به نام «دوعاج» معروف بوده كه به مرور زمان ابتدا به «دعج» و سپس به علت سادگي در تلفظ به دهج تغيير نام داده است. اين نظر هم نمي تواند صحت داشته باشد چرا كه اولا بين دهج و دوكوه ذكر شده رشته اي از تپه ها و كوههاي ديگري كه به «كولوت»( کوه لوت ) معروفند واقع است. لذا شهر مذكور ارتباط مستقيمي با اين دو كوه ندارد اگرچه از نظر جغرافيايي اين دو كوه در محدوده شهر فوق واقعند. ثانيا به نظر نمي رسد كه لغت دهج تحريف شده دوعاج باشد چرا كه با تحريف به جاي حرف «ه» بايد حرف «ع» باشد و به نظر مي رسد تلفظ «دعج» با سكون «ع» ساده تر از «دهج» باشد، چنانكه بعضي مردم در حال حاضر تلفظي با سكون حرف ” ه ” را به كار مي برند. ثالثا اگر قرار بود نام يك كوه براي اين شهر انتخاب شود نام كوه «ايوب» مناسبتر بود چرا كه هم از نظر مذهبي ارجحيت بيشتري در فرهنگ عامه ما دارد چنانكه هم اكنون به عنوان يك زيارتگاه مورد احترام خيلي از مردم مناطق اطراف است و هم اينكه فاصله زيادي با شهر مذكور ندارد ودرمقايسه با كوههاي عاج از موقعيت و اشراف بهتري نسبت به دهج برخوردار است.

 

3- قبل از اين كه نظر خودم را بيان كنم لازم مي دانم براي ريشه يابي نام ده در زبان فارسي نقبي به گذشته تاريخي بزنيم و سپس به ريشه يابي نام دهج بپردازيم. بنا بر عقيده مورخين در نخستين مرحله تمدني آريايي يعني نخستين نياكان ما كه از آسياي مركزي به ايران آمده اند حكومت عبارت از رياست ريش سفيدان و پيران قوم و يك قسم حكومت ملوك الطوايفي و ايلياتي بوده است، بدين معني كه هر چند خانوار تيره اي فراهم مي ساخت كه عبارت از ساكنان هرده يعني كوچكترين آبادي و آن را «ويس» مي گفتند و هر چند «ويس» يا ده بلوكي را فراهم مي كرد و گروه بزرگتري را تشكيل مي داد و آن را «دهيو» مي گفتند. سركرده هرويس را «ويس پت» و سركرده هرد هيورا «دهيوپت» مي ناميدند. اين طبقات تا مدتها باقي مانده اند.

 

پيشوايان «ويس ها» سركردگان «گئو» را انتخاب و اينان رهبران «دهيو» را انتخاب مي كردند.

 

در زمان ساسانيان حكمرانان كوچكترين نواحي كشور را كه «ديه» ياده باشد «ديهيگ» يا «ديه سالار» مي گفته اند كه معادل همان كدخدا و دهخدا امروزي بوده است كه خود اين لغت «ديهيگ» تحريف شده كلمه «دهيوبذان يا دهيوپتان» آريايي يعني مهاجران اوليه و اجداد ما ايرانيان هست. اينان در واقع آخرين نجيب زادگان آريايي بوده اند كه مقام مورثي «دهبذي» آنها كم كم به پايه «ديهيگ» يا ده سالار تبديل شده است.

 

با توجه به آنچه گفته شد مي توان چنين نتيجه گرفت كه نام دهج از لغت ديهيگ گرفته شده است. نام اين شهر «ديهيگ» بوده كه در طول زمان به «دهيگ» و در زمان حاكميت اعراب مسلمان به دليل اين كه در الفباي عرب حرف «گ» وجود ندارد و به جاي آن حرف «ج» را تلفظ مي كنند به «دهيج» تبديل شده، كه گاها امروزه نيز در برخي نقشه ها و نوشته ها همين لفظ «دهيج» به كار رفته، سپس براي سادگي در تلفظ به «دهج» تحريف شده است.

 

در اينجا ممكن است اين سوال مطرح شود كه چرا بايد از اصطلاح «ديهيگ» كه حاكم يك دهيو بوده براي ناميدن اين ده استفاده كنند؟

 

پاسخ مي تواند بدين گونه داده شود كه دهج مركز مزارع و آبادي ها و روستاهاي ( رستاق آنزمان) زيادي در گذشته و حال بوده كه هر كدام از آنها تحت مالكيت چند خانوار بوده و در تابستانها مركز ييلاقي آنها بوده در حالي كه خود دهج مركز قشلاقي آنها بوده زيرا آب و هواي آن در تابستان و زمستان نسبت به مزارع و آباديهاي اطراف معتدل تر بوده و در عين حال مركز سركرده و حاكم آنها يعني «ديهيگ» در تابستان و زمستان بوده و خود اين به دليل موقعيت جغرافيايي دهج هست كه در يك مكان نسبتا هموار بين چند رشته تپه واقع شده، ضمن اين كه داراي منابع آب و خاك نسبتا مناسبي بوده به علاوه در مسير راه ارتباطي به سواحل جنوب به خصوص خليج فارس و مناطق سيرجان و بندرعباس قرار داشته است. بافت اجتماعي اين شهر كه از چند قوم تشكيل شده نيز مويد مركزيت اين شهر در گذشته بوده است. بافت فيزيكي ده و وجود قلعه هايي در آن نيز بيانگر اهميت امنيت سران اين ده و مردم ساكن آن در گذشته مي باشد. بنابراين اين انتخاب نام «ديهيگ» براي اين شهر به معناي مكاني بوده كه حاكم يا همان «ديهيگ» در آن سكونت داشته و به اداره و كنترل محدوده و طوايف تحت حاكميت خود مي پرداخته است.

 

منابع مورد استفاده:

 

1-    گفتگو با افراد صاحبنظر محلي

 

2-    تاريخ تمدن ايران ساساني، سعيد نفيسي

 

3-    بررسي ها و بازديدهاي ميداني و مشاهده آثار بر جاي مانده از دوران گذشته

حاضرین در سایت

ما 155 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

آمار بازدید سایت

298530
امروز
دیروز
هفته جاری
هفته گذشته
ماه جاری
ماه گذشته
بازدید کل
336
779
4199
290798
11563
14600
298530

آی‌پی شما: 54.158.198.141
امروز: یکشنبه، 01 مرداد 1396

به روایت تصویر

asfaltozirsazi1.jpg

شهر دهج از شهرهاي شهرستان شهربابك از توابع استان كرمان است كه در نيمه غربي استان كرمان و شمال شهرستان شهربابك واقع شده است.

نام شهر دهج گویا گرفته شده از نام دو کوه بزرگ بنام آج پایین و آج بالا که در مجاورت شهر دهج قرار دارد و و مساحت تقريبي آن حدود 2500 كيلومتر مربع است.

غار ایوب بر روی کوه ایوب در جنوب شرقی شهر دهج در شهرستان شهربابک قرار دارد. بر اساس بررسی‌ باستان شناسی درگذشته محل سکونت بوده و آثار دوره اشکانی در غار دیده می‌شود.دهانه آن ۵۰ متر طول و ۴۰ ارتفاع می باشد که بزرگترین دهانه غار و بزرگترین غار آذرین ایران می باشد.

شهری است در حاشیه بیابان مرکزی ایران که در طرف جنوب آن منطقه کوهستانی قرار دارد و کشتزارهای تابع این شهر بیشتر حالت ییلاقی دارد. در سمت شمال دهج، منطقه گرم بیابانی مرکزی ایران واقع شده‌است. در مجموع آب و هوای این شهر معتدل است و تابستان‌های خنک و زمستان‌های بسیار سردی در این منطقه وجود دارد.

امام علی علیه السلام: مَا أَكْثَـرَ اَلْعِبـَرَ وَ أَقَـلَّ اَلاِعْتِبَـارَ چه بسيار است پنـدها و چه اندكاند، پنـد پـذيران. نهج البلاغه/کلمات قصار 297

تمامی حقوق مطالب محفوظ است